الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
25
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
طور كامل نگرفته و به طور ناقص در اختيار مردم مىگذارند و گاهى هم اثبات را نفى و نفى را اثبات مىكنند ، لكن تعمّدى ندارند و عملشان از روى نادانى و عدم آشنايى بر موازين است . 3 - كسانى كه وابسته به حكومت جور بوده و براى رسيدن به مطاع دنيا احاديثى را از روى عمد جعل نموده و به ما نسبت مىدهند ، و امر را بر شيعيان ما مشتبه مىسازند . اين دو گروه همان جاهلان متعبّد و عالمان متهتّكاند كه على عليه السّلام فرمود . 4 - كسانى كه از مخالفين ما بوده و وابسته به حكومت جور هم نيستند ، لكن با ما عناد داشته و خود را وقف دشمنى با ما كردهاند . اينها از طرفى پشتوانهء طاغوتى نداشته و از طرفى از شيعيان ما مىترسند ، لذا مستقيما نمىتوانند جعل اكاذيب كرده و به ما نسبت دهند ، بلكه در سلك شيعيان ما درآمده ، در بحث و درس ما شركت كرده و خود را به عنوان صحابى ما قلمداد مىكنند ، پس از آن سخنان حق ما را با صد برابر دروغ و اباطيل خود خلط نموده و به سمع مستضعفين فكرى شيعه يعنى عوام مىرسانند . و سپس مىفرمايند : اولئك اضرّ على ضعفاء شيعتنا من جيش يزيد لعنه اللّه على الحسين بن على . * مراد از متن ( دلّ هذا الخبر الشريف اللائح . . . ) چيست ؟ اين است كه : دلالت مىكند بر اينكه قول راويانى كه متحرّز از كذب باشند حجّت و مقبول است و لو امامى عدل نباشند . * مگر در اين فراز كه فرمود : من كان من الفقهاء صائنا لنفسه . . . حديث دلالت ندارد كه راوى بايد عادل باشد و حتّى بالاتر از عدالت صيانت نفس از شبهات داشته باشد ؟ بله ، درست است و لكن اين فراز از حديث مربوط به فتوى و تقليد بود . از طرفى با دقت و ملاحظهء در ذيل حديث روشن مىشود كه منظور ثقه بودن و تحرّز از كذب است نه عدالت . * اصطلاح ( افهم ) در اينجا اشاره به چه مطلبى دارد ؟ شايد اشاره به اين اشكال است كه حديث مربوط به مقام فتوى است و ربطى به باب روايت ندارد تا قابل استدلال باشد . كه در پاسخ گفته مىشود : اگرچه صدر حديث متناسب با مقام فتوى است ، لكن ذيل حديث مربوط به باب روايت است .